الشيخ محمد تقي فلسفي

252

الحديت ( روايات تربيتى از مكتب اهل بيت ع )

خود سركشى كند بدون اجازه وارد آن خانه ميشد و به محوطه ميرفت . انصارى كه از عمل سمره ناراحت شده بود از وى خواست كه هر بار قبل از ورود بمنزلش اجازه بگيرد ولى سمره بدرخواست او توجه نكرد و همچنان بدون اجازه وارد منزل ميشد . مرد انصارى بشكايت نزد پيغمبر اكرم آمد و جريان را بعرض رساند . حضرت رسول ، سمره را احضار كرد و گفته‌هاى شاكى را باطلاعش رساند و صريحا فرمود هر وقت خواستى از منزل انصارى عبور كنى اجازه بگير . سمره از اطاعت امر رسول اكرم نيز ابا كرد و از قبول استجازه سر باز زد . حضرت با مشاهدهء اين وضع پيشنهاد كرد كه درخت خود را بفروشد . و ضمنا براى آنكه او را در انجام معامله تشويق فرمايد قيمت آن را به چند برابر بالا برد و سرانجام فرمود بهر مبلغى كه مائلى آن را واگذار كن . سمره از معاملهء درخت نيز خوددارى كرد و براى فروش آن و لو به چند برابر قيمتش حاضر نشد . سپس حضرت او را به جنبهء معنوى متوجه كرد و در مقابل استجازه يا فروش درخت به وى وعدهء پاداش اخروى داد ولى سمره باز هم نپذيرفت . فقال رسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله لانصارىّ اذهب فاقلعها و ارم بها اليه فانّه لا ضرر و لا ضرار . « 1 » در اين موقع رسول اكرم بمرد انصارى فرمود : برو درخت را از ريشه برآور و نزد وى بينداز كه اسلام دين ضررى نيست و قانون آسمانى آن ، اجازهء ضرر زدن ابتدائى يا انتقامى به كسى نميدهد . با تحليل اين قضيه و توجه بنكات آن به خوبى روشن مىشود كه طبق مقررات اجتماعى اسلام ، افراد جامعه در اعمال آزاديهاى فردى

--> ( 1 ) سفينهء 1 ، سمر ، صفحهء 654